من دارم از تو می گم
از تو که تو خیالمی
تویی که تو پاییزو زمستونا ، بهارمی
یه دل شیشه ای پر از ترک دادی به من
که بگی تو زندگی همین رسم ادمی؟
من همینم که می بینی! بی مرام
هنوزم یادم نرفته که تو تک ستارمی
چرا ارزوی من نشد بر اورده ، چرا؟
میونه این ارزوها تو فقط ارزوی محالمی
من که هر چی شعر بگم تمامشون وصف تو
پس بدون برای شعرایی که میگم
تو فقط بهانمی

